WEBVTT

1
00:00:00.000 --> 00:00:01.001
.

2
00:00:40.123 --> 00:00:46.254
[برای دزد عزیزم]
[قسمت دوم]

3
00:00:50.550 --> 00:00:53.386
‫الان دیگه دو ساعت از 6 گذشته.

4
00:00:53.470 --> 00:00:55.680
‫احتمالاً یادش رفته.

5
00:00:56.431 --> 00:00:58.058
‫بریم.

6
00:00:58.099 --> 00:00:59.142
‫بله، عالیجناب.

7
00:01:03.646 --> 00:01:06.232
‫اگه یادش نرفته باشه چی؟
‫اگه اتفاقی واسه‌ش افتاده باشه چی؟

8
00:01:06.316 --> 00:01:08.068
‫- بله؟
‫- منظورم اینه که، فکرش رو بکن.

9
00:01:08.109 --> 00:01:09.778
‫فراموش کردنِ چهره‌ی من کار سختیه.

10
00:01:11.738 --> 00:01:14.949
‫حدس می‌زنم، چاره‌ای ندارم جز اینکه منتظر بمونم،
‫این از بزرگواری منه.

11
00:01:15.533 --> 00:01:18.453
‫مگه نگفتید جوری باهاتون رفتار کرد
‫که انگار یه برده‌ی دیوونه‌اید؟

12
00:01:18.536 --> 00:01:21.748
‫حتماً وقتی فهمیده به جای پاداش قراره مجازات بشه،
‫فرار کرده.

13
00:01:23.083 --> 00:01:25.335
‫با اجازتون،
‫باید برم قضای حاجت.

14
00:01:42.060 --> 00:01:44.729
‫...یکی از معدود نعمت‌هایی‌ـه که باهاش به دنیا اومدم.

15
00:01:45.188 --> 00:01:49.317
‫فقر، بدبختی، غم و اشک.

16
00:01:51.361 --> 00:01:52.362
‫مجازاتی در کار نیست.

17
00:01:55.323 --> 00:01:57.367
‫فقط می‌خواستم این‌ها رو بهت بدم.

18
00:01:59.953 --> 00:02:02.413
‫امیدوارم این‌ها بتونه یه‌کم شانس
‫بیاره تو زندگیت،

19
00:02:04.541 --> 00:02:06.793
‫حالا که با هیچی جز بدشانسی
‫به دنیا اومدی.

20
00:02:13.675 --> 00:02:15.343
‫«دِ-چو»، بجنب.

21
00:02:15.426 --> 00:02:17.137
‫بیا بریم دیگه.

22
00:02:27.981 --> 00:02:32.152
‫اگه دیگه بهم اجازه داده نمی‌شه
‫که یه زندگی مستقل داشته باشم...

23
00:02:33.736 --> 00:02:36.739
‫اگه امشب آخرین شانسم باشه...

24
00:02:41.828 --> 00:02:44.789
‫از بینِ این همه وقت،

25
00:02:47.333 --> 00:02:48.585
‫و...

26
00:02:49.669 --> 00:02:50.712
‫از بینِ این همه آدم...

27
00:03:07.645 --> 00:03:07.687
‫چرا انقدر طولش دادی؟

28
00:03:12.483 --> 00:03:13.651
‫دیدن تو...

29
00:03:13.735 --> 00:03:15.612
‫پاداشم بود؟

30
00:03:23.161 --> 00:03:24.162
‫عالیجناب.

31
00:03:27.498 --> 00:03:28.541
‫عالیجناب.

32
00:03:28.625 --> 00:03:30.460
‫چرا صورت‌تون سرخ شده؟

33
00:03:31.377 --> 00:03:32.462
‫همین الان...

34
00:03:33.963 --> 00:03:35.381
‫ازم دزدی شد.

35
00:03:37.300 --> 00:03:38.509
‫چی دزدیدن؟

36
00:03:42.222 --> 00:03:43.223
‫خب...

37
00:03:44.015 --> 00:03:45.016
‫راستش...

38
00:03:45.099 --> 00:03:46.684
‫صورتِ اون سارق رو دیدی؟

39
00:03:48.603 --> 00:03:49.604
‫چه شکلی بود؟

40
00:03:51.481 --> 00:03:52.523
‫دلربا.

41
00:03:53.107 --> 00:03:54.400
‫دلربا...

42
00:03:55.693 --> 00:03:57.612
‫چی؟ اون دلربا بود؟

43
00:03:59.489 --> 00:04:00.698
‫باید پیداش کنیم.

44
00:04:01.324 --> 00:04:03.034
‫حتماً عقلم رو از دست دادم.

45
00:04:03.660 --> 00:04:05.453
‫چرا اون کار رو کردم؟

46
00:04:07.038 --> 00:04:08.957
‫حتی برای خودمم مسخره بود.

47
00:04:09.040 --> 00:04:11.626
‫حتماً طرف کلاً هنگ کرده.

48
00:04:15.755 --> 00:04:18.049
‫باید برگردم و توضیح بدم.

49
00:04:38.319 --> 00:04:40.071
‫رفت؟

50
00:04:41.698 --> 00:04:42.907
‫چی کار کنم؟

51
00:04:43.700 --> 00:04:46.536
‫بعد از امشب،
‫دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی‌بینیم.

52
00:04:49.789 --> 00:04:54.377
‫واسه همینه که می‌گن
‫شب‌ها هیچ اتفاقِ خوبی نمی‌افته.

53
00:05:01.050 --> 00:05:02.468
‫کجا رفت؟

54
00:05:07.307 --> 00:05:09.058
‫عزیزم. دیر شده.

55
00:05:09.142 --> 00:05:10.310
‫ساعتِ منع رفت و آمده!

56
00:05:10.393 --> 00:05:11.978
‫دروازه‌ها رو ببندید!

57
00:05:23.114 --> 00:05:24.198
‫ولی چرا...

58
00:05:29.370 --> 00:05:30.413
‫تو.

59
00:05:31.247 --> 00:05:32.707
‫هر جور شده پیدات می‌کنم.

60
00:05:33.249 --> 00:05:34.417
‫عالیجناب.

61
00:05:36.544 --> 00:05:38.087
‫همه جا رو گشتم، ولی هیچ‌کس نبود.

62
00:05:38.171 --> 00:05:41.049
‫از ساعت منع رفت و آمد گذشته.
‫باید برگردید به قصر.

63
00:05:41.716 --> 00:05:42.884
‫فعلاً برگردیم.

64
00:05:42.967 --> 00:05:44.177
‫بله، عالیجناب.

65
00:06:09.535 --> 00:06:11.537
‫راستی، داشتم فراموش می‌کردم.

66
00:06:12.830 --> 00:06:14.165
‫غلات گم شده؟

67
00:06:14.248 --> 00:06:17.877
‫کار ما نبود. کارِ یه دزده.

68
00:06:17.960 --> 00:06:19.754
‫- چی؟
‫- نگاه کنید.

69
00:06:19.837 --> 00:06:21.714
‫اون‌ غلات رو دزدیده
‫و این نقاشی رو جا گذاشته.

70
00:06:21.798 --> 00:06:23.091
‫این نخودِ گستاخ...

71
00:06:30.640 --> 00:06:33.935
‫«گیل-دونگ» واقعاً حیرت‌انگیزه.

72
00:06:43.027 --> 00:06:44.028
‫کی اونجاست؟

73
00:06:57.708 --> 00:06:59.043
‫ساعت منع رفت و آمده.

74
00:07:00.211 --> 00:07:01.504
‫مجوزت رو نشون بده.

75
00:07:12.265 --> 00:07:13.516
‫افسر «پارک»؟

76
00:07:15.393 --> 00:07:16.853
‫منم.

77
00:07:16.936 --> 00:07:18.062
‫تویی، «اون-جو».

78
00:07:18.813 --> 00:07:20.940
‫همین الان مردی رو ندیدی که سیاه‌پوش باشه؟

79
00:07:24.068 --> 00:07:26.320
‫فقط یه لحظه دیدمش.
‫داشتم دنبال کفش‌هام می‌گشتم.

80
00:07:27.447 --> 00:07:28.656
‫قضیه چیه؟

81
00:07:28.739 --> 00:07:30.616
‫آها، مجوز عبور.

82
00:07:30.700 --> 00:07:32.118
‫بی‌خیال.

83
00:07:32.201 --> 00:07:33.578
‫ماییم دیگه.

84
00:07:35.538 --> 00:07:37.915
‫امروز امنیت خیلی شدیده.

85
00:07:39.959 --> 00:07:41.586
‫این بین خودمون بمونه‌ها.

86
00:07:41.669 --> 00:07:44.505
‫هر کی که ماسکِ «بک‌جونگ» داره،
‫خودِ «گیل-دونگ»ـه.

87
00:07:47.758 --> 00:07:50.553
‫افسر «کانگ یون-بوک» این رو فهمیده؟

88
00:07:50.636 --> 00:07:51.804
‫نه، کارِ...

89
00:07:54.140 --> 00:07:55.641
‫خب، تو نمی‌شناسیش.

90
00:07:56.851 --> 00:07:58.561
‫اون یه دستیارِ تازه منصوبه.

91
00:07:58.644 --> 00:08:00.897
‫یه مردِ سفیدرو و مرتبه.

92
00:08:00.980 --> 00:08:02.440
‫که اینطور.

93
00:08:02.523 --> 00:08:06.652
‫اون به کسایی که راجع به «گیل-دونگ»
‫شایعه‌پراکنی می‌کنن مشکوکه.

94
00:08:07.945 --> 00:08:09.530
‫و یکی از مظنونین بازجویی شد.

95
00:08:10.406 --> 00:08:11.574
‫اون کی بود؟

96
00:08:14.160 --> 00:08:16.412
‫اسمش بانو «دونگ-جو»ـه.
‫تو هم باید بشناسیش.

97
00:08:25.755 --> 00:08:28.925
‫اگه طبق معمول به عنوان «گیل-دونگ» اومده بودم،
‫حتماً گیر می‌افتادم.

98
00:08:49.403 --> 00:08:50.488
‫خانم.

99
00:08:50.905 --> 00:08:52.031
‫اومدی.

100
00:08:54.033 --> 00:08:56.369
‫چرا بچه‌م به سختی خوابش می‌بره؟

101
00:08:56.452 --> 00:08:58.037
‫حتماً به خاطر سوءتغذیه‌ست.

102
00:08:58.162 --> 00:08:59.455
‫بذارید یه نگاهی بندازم.

103
00:09:10.508 --> 00:09:13.010
‫این توی کتِ شما پیدا شد.

104
00:09:24.188 --> 00:09:25.815
‫کفش‌های ابریشمی رو آوردم.

105
00:09:32.572 --> 00:09:33.573
‫چرا فرار کرد؟

106
00:09:34.699 --> 00:09:36.200
‫اون دزده. معلومه که فرار می‌کنه.

107
00:09:36.242 --> 00:09:37.493
‫نه.

108
00:09:39.036 --> 00:09:40.288
‫منظورم اون مرده نیست.

109
00:09:43.416 --> 00:09:44.875
‫منظورم این زنه‌ست.

110
00:09:49.755 --> 00:09:51.090
‫فردا حدود ساعت 8 صبح،

111
00:09:51.215 --> 00:09:54.302
‫همه‌ی بانوان دربار،
‫از جمله بانوی ارشد رو جمع کن.

112
00:10:01.058 --> 00:10:02.518
‫اکنون نطق‌های انتقادی رو می‌شنوم.

113
00:10:02.602 --> 00:10:03.644
‫شروع کنید.

114
00:10:05.062 --> 00:10:07.690
‫به لطف درایت و فضیلتِ والای اعلیحضرت،

115
00:10:07.773 --> 00:10:10.776
‫قلمرو پادشاهی روز به روز در صلح و رفاهه.

116
00:10:11.944 --> 00:10:14.030
‫همه این‌ها به لطف خدمت صادقانه‌ی شماست.

117
00:10:15.072 --> 00:10:18.492
‫امیدواریم اعلیحضرت به خوبی
‫مراقب سلامتِ سلطنتی خود باشن

118
00:10:18.576 --> 00:10:20.828
‫و همچنان بر قلمرو نظارت کنن.

119
00:10:20.911 --> 00:10:22.246
‫به خاطر می‌سپارم.

120
00:10:26.083 --> 00:10:28.169
‫نظرتون چیه تملق‌های روزانه رو بذاریم
واسه فردا

121
00:10:28.252 --> 00:10:30.921
‫و در مورد یه چیز جذاب‌تر حرف بزنیم؟

122
00:10:31.005 --> 00:10:32.715
‫من اینجا تو قصر خیلی حوصلم سر رفته.

123
00:10:32.757 --> 00:10:35.092
‫می‌خوام در مورد دنیای بیرون بشنوم.

124
00:10:37.303 --> 00:10:38.721
‫در طول یک سال گذشته،

125
00:10:38.804 --> 00:10:43.267
‫انبارهای مقامات، از جمله انبار خودم،
‫مورد سرقت قرار گرفته.

126
00:10:43.351 --> 00:10:44.560
‫و ظاهراً،

127
00:10:44.644 --> 00:10:47.688
‫این دزد وانمود می‌کنه
‫که یه قانون‌شکنِ عدالت‌خواهه.

128
00:10:48.606 --> 00:10:50.650
‫همچین اتفاقی افتاده؟

129
00:10:50.733 --> 00:10:52.777
‫ما باید دزد رو بگیریم.

130
00:10:52.860 --> 00:10:55.655
‫نیازی نیست
‫به خاطر یه دزدِ خورده‌پا شلوغش کنیم.

131
00:10:55.738 --> 00:10:59.992
‫همیشه از این جور داستان‌ها بوده.

132
00:11:00.951 --> 00:11:02.244
‫به نظر میاد...

133
00:11:02.787 --> 00:11:05.456
‫همه‌ی شما باید مراقب باشید.

134
00:11:08.000 --> 00:11:10.211
‫جسارتاً، منظورتون چیه؟

135
00:11:10.795 --> 00:11:14.799
‫دزدِ بزرگ، «ایم کوک-جونگ»
‫فقط کیسه‌های برنج رو پاره نمی‌کرد،

136
00:11:14.882 --> 00:11:17.259
‫شکمِ مقاماتِ فاسد رو هم پاره می‌کرد.

137
00:11:25.643 --> 00:11:28.312
‫اسمِ دزده چیه؟

138
00:11:28.896 --> 00:11:30.147
‫بله، اعلیحضرت.

139
00:11:30.731 --> 00:11:32.900
‫اون به «دوستِ در جاده» معروفه،

140
00:11:32.983 --> 00:11:35.486
‫و اسمش «گیل-دونگ»ـه.

141
00:11:35.569 --> 00:11:39.240
‫مطمئنی معنیش
‫«تپاله‌ی توی جاده» نیست؟

142
00:11:39.782 --> 00:11:40.783
‫«تپاله»؟

143
00:11:56.048 --> 00:11:58.175
‫نطق‌های بازرسان داره

144
00:11:58.259 --> 00:11:59.927
‫بیشتر و بیشتر چاپلوسانه می‌شه.

145
00:12:01.262 --> 00:12:02.555
‫ولی من که خوشم اومد.

146
00:12:03.264 --> 00:12:04.849
‫شما خوشتون نمیاد؟

147
00:12:04.932 --> 00:12:07.476
‫همه‌شون دروغه.

148
00:12:08.436 --> 00:12:10.730
‫اون‌ها از «هونگ مین-جیک» بدترن.

149
00:12:26.954 --> 00:12:29.331
‫بازرس ارشد «هونگ مین-جیک»، دوباره تکرار کن.

150
00:12:30.332 --> 00:12:33.419
‫تغییر دادنِ تاریخچه‌ی «سیلوک»
‫در تاریخ بی‌سابقه‌ست.

151
00:12:33.502 --> 00:12:35.671
‫مجازات کردن اون‌ها فقط بر اساس دادخواست

152
00:12:35.755 --> 00:12:39.133
‫باعث بدبختی بزرگ برای اعلیحضرت
‫در آینده خواهد شد.

153
00:12:46.974 --> 00:12:49.351
‫چرا شما هم نطق انتقادیتون رو ارائه نمیدید؟

154
00:12:50.853 --> 00:12:53.856
‫مجازاتِ نوشته‌های غیراخلاقی...

155
00:12:56.859 --> 00:12:58.903
‫درست و ضروریه.

156
00:13:00.613 --> 00:13:02.281
‫اعلیحضرت...

157
00:13:04.867 --> 00:13:06.368
‫تصمیم درستی گرفتن.

158
00:13:12.166 --> 00:13:13.375
‫که اینطور؟

159
00:13:22.802 --> 00:13:24.220
‫دلتون برای «هونگ مین-جیک» تنگ شده،

160
00:13:25.346 --> 00:13:26.388
‫اعلیحضرت؟

161
00:13:29.141 --> 00:13:30.851
‫شاید باب میل من نباشه،

162
00:13:30.935 --> 00:13:33.687
‫ولی حداقل صادق بود.

163
00:13:40.903 --> 00:13:42.488
‫این صداقت کجاست.

164
00:13:51.205 --> 00:13:53.874
‫پدر، دارید به این زودی
‫از قصر می‌رید؟

165
00:13:55.376 --> 00:13:57.086
‫باید «مین-جیک» رو ببینم.

166
00:14:15.479 --> 00:14:16.689
‫ببین.

167
00:14:16.772 --> 00:14:18.065
‫اگه نمی‌خوایش، بده‌ش من.

168
00:14:18.107 --> 00:14:19.483
‫دارم سردش می‌کنم.

169
00:14:20.150 --> 00:14:22.778
‫اگه از «تفرجگاه» خوشت نمیاد،
‫می‌تونیم بریم خونه‌ی من.

170
00:14:25.906 --> 00:14:30.327
‫این رشوه‌ی منه.
‫لطفاً هوای «اون-جو» رو داشته باش.

171
00:14:32.830 --> 00:14:34.290
‫اصلاً به تو نرفته.

172
00:14:35.374 --> 00:14:36.500
‫روحیه لطیفی نداره.

173
00:14:38.836 --> 00:14:40.546
‫شاید شکننده به نظر بیاد،

174
00:14:40.629 --> 00:14:42.006
‫ولی قویه.

175
00:14:43.340 --> 00:14:46.677
‫بذارید اینطور گفته بشه که این ازدواج
‫صرفاً خواسته‌ی خودم بوده.

176
00:14:46.760 --> 00:14:51.140
‫تمایل من برای زندگی در رفاه
‫زیر سایه‌ی یه خانواده‌ی قدرتمند.

177
00:14:52.766 --> 00:14:53.767
‫معذرت می‌خوام.

178
00:14:56.186 --> 00:14:57.688
‫واسه چی معذرت‌خواهی می‌کنی؟

179
00:14:59.023 --> 00:15:01.108
‫همیشه حس می‌کنم بهت مدیونم.

180
00:15:03.110 --> 00:15:04.737
‫چقدر بامزه‌ای تو.

181
00:15:04.820 --> 00:15:08.365
‫راستی. من هدایای عروسی رو پس می‌فرستم.

182
00:15:08.449 --> 00:15:11.827
‫لطفاً قبولشون کن. اون‌ها مالِ دخترته.

183
00:15:11.911 --> 00:15:14.538
‫اون‌ها فقط باری
‫روی دوش دخترم می‌شن.

184
00:15:14.622 --> 00:15:16.665
‫تو شیربهایی دادی
که اندازه‌ی پولِ یه خونه‌ست

185
00:15:16.749 --> 00:15:19.168
‫می‌خوای چقدر از دخترم کار بکشی؟

186
00:15:22.463 --> 00:15:24.548
‫تو مثل همیشه من رو شرمنده خودت می‌کنی.

187
00:15:26.592 --> 00:15:28.469
‫دلیلی داره که...

188
00:15:29.219 --> 00:15:30.304
‫اومدی دیدنم؟

189
00:15:33.974 --> 00:15:35.059
‫نه.

190
00:15:36.268 --> 00:15:37.811
‫فقط می‌خواستم سلام کنم.

191
00:16:09.510 --> 00:16:12.638
‫کلِ روز داشتی اخم می‌کردی.

192
00:16:13.514 --> 00:16:14.682
‫موضوع چیه؟

193
00:16:16.600 --> 00:16:19.228
‫داشتم به کتابی فکر می‌کردم
‫که دیروز خوندم.

194
00:16:21.271 --> 00:16:22.272
‫موضوعش چیه؟

195
00:16:22.356 --> 00:16:24.400
‫من سواد خوندن ندارم، واسه‌م تعریف کن.

196
00:16:29.571 --> 00:16:30.948
‫خب، داستان...

197
00:16:31.907 --> 00:16:33.367
‫در مورد یه زنه.

198
00:16:33.450 --> 00:16:35.411
‫شاهزاده‌ی بزرگ ما رو احضار کرده.

199
00:16:35.494 --> 00:16:38.247
‫- می‌خواد بازم واسه‌مون داستان بگه؟
‫- در مورد دستاوردهاش؟

200
00:16:39.164 --> 00:16:41.458
‫- من!
‫- من!

201
00:16:42.918 --> 00:16:44.294
‫تو، اونجا.

202
00:16:46.964 --> 00:16:49.425
‫اگه زن اول ابراز علاقه کرده باشه،

203
00:16:50.050 --> 00:16:51.385
‫حتماً عشقه.

204
00:16:52.761 --> 00:16:53.762
‫عشق؟

205
00:16:55.806 --> 00:16:57.975
‫نه، این اولین باری بود که همدیگه رو می‌دیدن.

206
00:16:58.642 --> 00:17:00.936
‫پس عشق در نگاه اول بوده.

207
00:17:05.274 --> 00:17:07.401
‫خب، منم قیافه‌م به این چیزها می‌خوره.

208
00:17:08.027 --> 00:17:10.279
‫پس زنه توی داستان
‫عاشقِ مرده شد.

209
00:17:10.320 --> 00:17:11.989
‫چی؟ نه!

210
00:17:12.072 --> 00:17:13.282
‫پس چرا فرار کرد؟

211
00:17:16.368 --> 00:17:19.121
‫چون از کاری که کرده بود
‫شوکه شده بود.

212
00:17:23.917 --> 00:17:26.545
‫و تا به خودش اومد،
‫دید فرار کرده.

213
00:17:26.628 --> 00:17:30.049
‫تابلوئه که فقط می‌خواسته مزه دهنش رو بفهمه
‫و در رفته.

214
00:17:30.132 --> 00:17:32.217
‫اگه عشق در نگاه اوله،
‫چرا باید فرار می‌کرد؟

215
00:17:32.301 --> 00:17:34.595
‫اگه باهاش فرار می‌کرد،
‫اون می‌شد عشق.

216
00:17:38.932 --> 00:17:40.601
‫به نظرت چرا فرار کرد؟

217
00:17:40.684 --> 00:17:43.312
‫شاید فهمیده
‫چیزی که امتحان کرده زیادی ولرم و بی‌مزه‌ست.

218
00:17:44.229 --> 00:17:45.230
‫پیش میاد.

219
00:17:45.314 --> 00:17:47.983
‫با کلی اشتیاق بهش ابراز علاقه کرد.

220
00:17:48.067 --> 00:17:52.071
‫انتظار داشت پروانه‌ها تو دلش پرواز کنن
‫و جرقه بزنه و این حرف‌ها.

221
00:17:52.154 --> 00:17:53.447
‫ولی نه.

222
00:17:53.530 --> 00:17:56.408
‫تنها چیزی که دید نگاه سرد پسره بود.

223
00:17:56.492 --> 00:18:00.746
‫اون موقع بود که
‫احساس معذب بودن کرد.

224
00:18:04.583 --> 00:18:06.502
‫از این به بعد به سوال‌های من جواب نده.

225
00:18:07.127 --> 00:18:09.505
‫- چرا؟
‫- گفتم خودتم سوال نپرس.

226
00:18:09.588 --> 00:18:12.341
‫خدای من. پس اصلاً چرا دلش رو دزدید؟

227
00:18:12.382 --> 00:18:15.260
‫خودش هم داره می‌میره که بدونه.

228
00:18:16.053 --> 00:18:19.056
‫ولی هرچقدر فکر می‌کنه،
‫نمی‌تونه جواب رو پیدا کنه.

229
00:18:20.474 --> 00:18:24.061
‫اونجاست که باید
‫از قلبت برای فهمیدنش استفاده کنی.

230
00:18:26.355 --> 00:18:27.606
‫قلب؟

231
00:18:29.691 --> 00:18:31.443
‫عشق اینجوریه.

232
00:18:32.903 --> 00:18:35.364
‫هیچوقت نمی‌تونی
‫با عقلت درکش کنی.

233
00:18:36.281 --> 00:18:38.784
‫نه، این عشق نیست.

234
00:18:40.285 --> 00:18:41.829
‫نباید عشق باشه.

235
00:18:43.288 --> 00:18:44.581
‫اون نامزد داره.

236
00:18:47.501 --> 00:18:49.878
‫می‌دونم فقط یه داستانه،
‫ولی چه زن بدی.

237
00:18:49.962 --> 00:18:52.381
‫باید به خاطر کاری که کرده مجازات بشه.

238
00:18:53.715 --> 00:18:55.425
‫مگه نه؟

239
00:18:55.509 --> 00:18:56.802
‫البته که باید بشه.

240
00:19:03.809 --> 00:19:06.562
‫چند ضربه شلاق
‫اصلاً کافی نیست، مگه نه؟

241
00:19:07.688 --> 00:19:08.981
‫اجازه هست؟

242
00:19:10.983 --> 00:19:14.653
‫با اینکه به خاطر عشق این کار رو کرد،
‫ممکنه یه عشق ممنوعه باشه

243
00:19:15.529 --> 00:19:17.531
‫که هیچوقت نمی‌تونه به سرانجام برسه.

244
00:19:19.324 --> 00:19:20.450
‫ممنوعه؟

245
00:19:20.534 --> 00:19:23.579
‫اون جور عشق‌ها
‫معمولاً عمیق و شدیدن.

246
00:19:23.662 --> 00:19:26.456
‫مثل یه بانوی نجیب‌زاده و یه برده.

247
00:19:28.292 --> 00:19:29.751
‫یه بانو و یه برده؟

248
00:19:32.254 --> 00:19:33.422
‫یه برده.

249
00:19:33.505 --> 00:19:34.840
‫غلام!

250
00:19:34.923 --> 00:19:36.717
‫غلام. اون غلامِ منه.

251
00:19:38.051 --> 00:19:40.554
‫این درسته که فکر می‌کنه من یه برده‌ام.

252
00:19:40.637 --> 00:19:42.806
‫به خاطر همینه فکر کرده
‫عشقِ ممنوعه‌ست؟

253
00:19:44.016 --> 00:19:45.309
‫بذار یه سوال ازت بپرسم.

254
00:19:45.434 --> 00:19:47.311
‫اگه اون برده...

255
00:19:48.020 --> 00:19:50.981
‫معلوم بشه که یه نجیب‌زاده‌ست...

256
00:19:55.152 --> 00:19:57.237
‫یا حتی یه شاهزاده‌ی بزرگ...

257
00:20:02.910 --> 00:20:04.494
‫شما همیشه همین شکلی واکنش نشون میدید.

258
00:20:04.578 --> 00:20:06.705
‫باید این رو به‌عنوان
‫نشونه‌ی خوب بگیرم یا بد؟

259
00:20:07.497 --> 00:20:08.832
‫در مورد اون حرفِ برده...

260
00:20:08.916 --> 00:20:11.043
‫منظورتون دوست‌تون بود؟

261
00:20:11.126 --> 00:20:13.045
‫یعنی، من اینجوری فکر می‌کنم.

262
00:20:13.837 --> 00:20:15.547
‫من دوستی ندارم.

263
00:20:15.631 --> 00:20:17.007
‫معلومه که خودم بودم.

264
00:20:17.090 --> 00:20:19.551
‫پس چیزی که دیروز ازتون دزدیده شد
‫قلبتون بود؟

265
00:20:22.971 --> 00:20:26.016
‫من از اینجا خودم تنها میرم شهربانی.

266
00:20:26.767 --> 00:20:29.269
‫پس من چی؟
‫یعنی، من اینجوری فکر می‌کنم.

267
00:20:30.270 --> 00:20:32.314
‫تو یه کارِ خیلی مهم داری.

268
00:20:44.534 --> 00:20:48.580
‫صورتِ زیبای من
‫باعث می‌شه پارچه زشت به نظر بیاد. مگه نه؟

269
00:20:48.664 --> 00:20:51.083
‫مطمئنید به خاطر...

270
00:20:51.166 --> 00:20:53.502
‫اون ابرِ سیاهی نیست که رو صورت‌تون نشسته؟

271
00:20:53.585 --> 00:20:56.338
‫چیه؟ الان چی ناراحت‌تون کرده؟

272
00:20:58.006 --> 00:21:00.050
‫نمی‌دونم. همه چیز.

273
00:21:01.093 --> 00:21:02.928
‫همه چیز داره اذیتم می‌کنه.

274
00:21:03.804 --> 00:21:05.555
‫و این خانم هم قراره همسر دوم من بشه.

275
00:21:05.639 --> 00:21:07.599
‫نه، شایدم الانش هم هست.

276
00:21:09.226 --> 00:21:12.396
‫همین‌جا منتظر باش. من میرم
‫و می‌گم همه‌شون رو عوض کنن.

277
00:21:12.521 --> 00:21:14.022
‫زحمت نکش.

278
00:21:14.106 --> 00:21:17.609
‫من جرأت این رو ندارم که در برابر سرنوشتی که
‫برادرم برام تعیین کرده بایستم.

279
00:21:17.693 --> 00:21:18.944
‫چی؟

280
00:21:19.027 --> 00:21:21.530
‫با همین کنار میام.
‫بالأخره بهش عادت می‌کنم.

281
00:21:21.571 --> 00:21:24.283
‫و بالأخره، به چشمم قشنگ میاد.

282
00:21:24.366 --> 00:21:27.202
‫خانم، لباس ابریشمی‌ای
‫که اون روز سفارش دادم...

283
00:21:31.665 --> 00:21:34.668
‫من بعداً میام.
‫نمی‌خوام معذب‌تون کنم.

284
00:21:34.751 --> 00:21:36.461
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

285
00:21:39.798 --> 00:21:41.049
‫می‌شه ما رو تنها بذارید؟

286
00:21:41.633 --> 00:21:42.718
‫بله، بانوی من.

287
00:21:49.766 --> 00:21:52.644
‫کلاه‌گیسِ جدیدم تازه رسیده.

288
00:21:53.937 --> 00:21:56.857
‫اگه بتونید آروم بکشیدش،
‫خیلی عالی می‌شه.

289
00:22:02.863 --> 00:22:05.282
‫الان گفتی «حمایت»؟

290
00:22:06.241 --> 00:22:08.577
‫بله، همین رو گفتم.

291
00:22:08.660 --> 00:22:10.746
‫من می‌خوام هم از شوهرم حمایت کنم

292
00:22:10.829 --> 00:22:11.997
‫و هم از عشق بین شما دو نفر.

293
00:22:12.080 --> 00:22:14.666
‫طبق چیزی که به من یاد دادن،
‫این فضیلتِ یه همسره.

294
00:22:14.750 --> 00:22:18.712
‫کی بهت یاد داده که این فضیلته؟
‫پدرت یا مادرت؟

295
00:22:18.795 --> 00:22:20.797
‫من وقتی پنج سالم بود پدر و مادرم رو از دست دادم.

296
00:22:20.881 --> 00:22:22.632
‫من در مورد فضیلت...

297
00:22:23.508 --> 00:22:25.260
‫از توی کتاب یاد گرفتم.

298
00:22:26.470 --> 00:22:27.721
‫از تو کتاب؟

299
00:22:30.349 --> 00:22:34.102
‫پس تو هیچ قصدی نداری
‫که بزنی تو گوشم

300
00:22:34.186 --> 00:22:36.355
‫یا موهام رو بکشی؟

301
00:22:38.523 --> 00:22:40.359
‫بزنم کجا؟

302
00:22:41.401 --> 00:22:42.402
‫ببین، ارباب جوان.

303
00:22:42.444 --> 00:22:44.029
‫من ده ساله که توی «تفرجگاه» کار می‌کنم،

304
00:22:44.029 --> 00:22:46.448
‫و تا حالا زنی ندیدم
‫که بخواد با هووش دوست بشه.

305
00:22:46.531 --> 00:22:47.699
‫عزیزم.

306
00:22:48.575 --> 00:22:50.786
‫پس نامزدِ من انقدر قلبش بزرگه

307
00:22:50.869 --> 00:22:53.413
‫که توی همه چیز خوبی می‌بینه،
‫حتی توی دشمن‌هاش.

308
00:22:53.497 --> 00:22:55.374
‫اگه بخوای می‌تونی عروسی رو بهم بزنی،

309
00:22:55.457 --> 00:22:58.085
‫ولی از این به بعد، من رو وارد
‫بازی‌های مسخره‌ت نکن.

310
00:23:00.796 --> 00:23:02.672
‫چرا «نو-ول» انقدر ناراحته؟

311
00:23:04.216 --> 00:23:06.843
‫چون کسی که باید ناراحت می‌شد
‫دلسوزی رو انتخاب کرد.

312
00:23:07.344 --> 00:23:10.972
‫شاید التماس کردن روی نامزدِ خوش‌قلبم
‫بهتر از قلدری جواب بده.

313
00:23:17.312 --> 00:23:19.481
‫افتاد! جریمه می‌شی.

314
00:23:21.525 --> 00:23:24.778
‫حتی یه تیر هم نمی‌تونی بزنی.
‫فکر می‌کردم پدرت نظامی بوده.

315
00:23:24.861 --> 00:23:26.905
‫خودتم دست کمی نداری.

316
00:23:26.988 --> 00:23:30.075
‫خاندان من نسل در نسل
‫دانشمندان بزرگی پرورش داده.

317
00:23:30.158 --> 00:23:32.244
‫قلم‌های ما شمشیرهای ماست.

318
00:23:33.745 --> 00:23:36.873
‫ولی بازم، ببین چه بلایی
‫سرِ پدرت با اون زبون تند و تیزش اومد.

319
00:23:36.957 --> 00:23:37.958
‫چی گفتی؟

320
00:23:38.667 --> 00:23:40.877
‫خواهر من، «اون-جو»،
‫همه‌تون رو حریف بود.

321
00:23:41.837 --> 00:23:42.879
‫چی؟

322
00:23:42.963 --> 00:23:45.298
‫چطور جرأت می‌کنی
‫دخترِ یه همسر دوم رو با ما مقایسه کنی؟

323
00:23:48.677 --> 00:23:49.928
‫بس کنید دیگه.

324
00:23:50.011 --> 00:23:52.305
‫ولی اون شروع کرد.

325
00:23:54.349 --> 00:23:58.353
‫وقتی «اون-جو» کوچیک بود،
‫به جای عروسک با تیر و کمون بازی می‌کرد.

326
00:23:58.437 --> 00:23:59.938
‫تیراندازیش دو برابر بهتر از توئه.

327
00:24:00.021 --> 00:24:01.815
‫اون فقط یه زنه. بلوف نزن.

328
00:24:01.898 --> 00:24:03.316
‫- شرط می‌بندی؟
‫- حتماً!

329
00:24:03.400 --> 00:24:05.694
‫شما مردهای گنده
‫دارید مثل پسربچه‌ها رفتار می‌کنید.

330
00:24:07.904 --> 00:24:09.156
‫سر چی شرط می‌بندید؟

331
00:24:09.698 --> 00:24:12.367
‫درست مثل عشق،
‫دعوا هم باید تشویق بشه.

332
00:24:18.623 --> 00:24:19.833
‫- عالیجناب.
‫- سلام.

333
00:24:19.916 --> 00:24:21.251
‫پیامتون رو دریافت کردم.

334
00:24:21.334 --> 00:24:24.004
‫- پس، «گیل-دونگ» دوباره دزدی کرده؟
‫- بله، عالیجناب.

335
00:24:25.130 --> 00:24:26.256
‫راستی،

336
00:24:27.757 --> 00:24:30.802
‫- عالیجناب تنها تشریف دارن؟
‫- «دِ-چو»؟

337
00:24:30.886 --> 00:24:33.930
‫کسی این زن رو دیده؟

338
00:24:34.931 --> 00:24:39.936
‫باید این زن رو پیدا کنم!
‫فقط اون موقع می‌تونم برگردم خونه!

339
00:24:40.020 --> 00:24:41.688
‫«دِ-چو» دنبال کفش‌های ابریشمی‌ـه.

340
00:24:42.397 --> 00:24:44.566
‫به کفش ابریشمی علاقه داری؟

341
00:24:45.275 --> 00:24:48.195
‫خب، اون‌ها
‫رنگ‌ها و طرح‌های دوست‌داشتنی‌ای دارن.

342
00:24:48.820 --> 00:24:49.821
‫ولی بیشتر از همه،

343
00:24:49.905 --> 00:24:51.698
‫شخصیتِ دوست‌داشتنی‌ای دارن.

344
00:24:51.781 --> 00:24:54.493
‫کفش‌های ابریشمی شخصیت دوست‌داشتنی دارن؟

345
00:24:55.744 --> 00:24:57.037
‫اون یه آدمه.

346
00:24:57.871 --> 00:25:00.874
‫و همه چیزش دوست‌داشتنیه،
‫پس حتماً یه زنه.

347
00:25:00.916 --> 00:25:02.792
‫نظرت چیه دست از
‫تحقیق در مورد کارهای من برداری

348
00:25:02.792 --> 00:25:04.669
‫و در عوض در مورد سرقت تحقیق کنی؟

349
00:25:07.881 --> 00:25:10.175
‫- این نقاشیه که «گیل-دونگ» جا گذاشته؟
‫- بله، عالیجناب.

350
00:25:11.635 --> 00:25:14.513
‫هیچ هماهنگی و نظمی
‫بین چیزهایی که می‌دزده نیست.

351
00:25:15.138 --> 00:25:16.264
‫دقیقاً، عالیجناب.

352
00:25:16.348 --> 00:25:17.390
‫چرا جلبک دریایی؟

353
00:25:18.225 --> 00:25:20.644
‫نکنه زنش زایمان کرده یا همچین چیزی.

354
00:25:25.315 --> 00:25:27.484
‫- اومدی.
‫- صدام کرده بودید؟

355
00:25:27.567 --> 00:25:30.904
‫شبی که «گیل-دونگ» جلبک دزدید،
‫افسر «پارک» یه مرد مشکوک دیده.

356
00:25:31.321 --> 00:25:32.405
‫واقعاً؟

357
00:25:32.489 --> 00:25:35.116
‫مطمئن نیستم «گیل-دونگ» بوده باشه،
‫ولی مرد خیلی فرزی بود.

358
00:25:36.785 --> 00:25:40.455
‫در واقع، «اون-جو» باید
‫بهتر از من دیده باشدش.

359
00:25:40.539 --> 00:25:42.666
‫- طبیب «هونگ» هم اونجا بود؟
‫- بله.

360
00:25:42.749 --> 00:25:44.084
‫طبیب رو می‌شناسید؟

361
00:25:44.167 --> 00:25:46.878
‫جنازه‌ی زن‌ها باید
‫توسط یه طبیب زن معاینه بشه.

362
00:25:46.962 --> 00:25:49.881
‫واسه همین هروقت افسر زن کم داریم،
‫از طبیب «هونگ» کمک می‌گیریم.

363
00:25:52.551 --> 00:25:54.219
‫اون طبیب الان کجاست؟

364
00:25:59.099 --> 00:26:00.141
‫«اون-جو»!

365
00:26:02.102 --> 00:26:03.436
‫ارباب جوان؟

366
00:26:03.520 --> 00:26:04.521
‫موضوع چیه؟

367
00:26:05.230 --> 00:26:06.815
‫باید باهام بیای یه جایی.

368
00:26:09.276 --> 00:26:10.777
‫- شرط‌بندی؟
‫- آره.

369
00:26:10.860 --> 00:26:13.446
‫فقط کافیه بزنی به این سیب.

370
00:26:18.618 --> 00:26:20.412
‫مطمئنی وقتِ این کار رو داری؟

371
00:26:20.495 --> 00:26:22.789
‫تو آزمون دولتی رو در پیش داری.

372
00:26:23.915 --> 00:26:26.251
‫هر روز با این مردها می‌گردی؟

373
00:26:28.545 --> 00:26:31.381
‫از وقتی خانواده‌مون سقوط کرده،
‫فقط اون‌ها با من می‌گردن.

374
00:26:32.799 --> 00:26:34.467
‫و الان، ما مثل خانواده‌ایم.

375
00:26:43.518 --> 00:26:46.062
‫من شرط رو برات می‌برم،
‫اگه بهم قولِ یه چیز رو بدی.

376
00:26:47.897 --> 00:26:50.358
‫دخترِ اون همسر دوم
‫یه جورایی آشنا به نظر میاد.

377
00:26:50.442 --> 00:26:51.735
‫چقدر ناخوشایند.

378
00:26:53.153 --> 00:26:55.780
‫جایگاه خودش رو نمی‌دونه
‫و ادای خواهرش رو درمیاره.

379
00:26:56.531 --> 00:26:57.699
‫چقدر رو مخه.

380
00:27:10.712 --> 00:27:13.089
‫مگه اولش نگفت انجامش نمیده؟

381
00:27:13.173 --> 00:27:14.841
‫چرا نظرش عوض شد؟

382
00:27:14.924 --> 00:27:17.093
‫- چون قبول کردم یه قولی بهش بدم.
‫- چه قولی؟

383
00:27:17.177 --> 00:27:20.305
‫قبول کردم اگه ببره،
‫دیگه با شما دو تا نگردم.

384
00:27:23.725 --> 00:27:24.934
‫که اینطور؟

385
00:27:29.397 --> 00:27:30.482
‫تو.

386
00:27:31.107 --> 00:27:32.150
‫واقعاً من رو نمی‌شناسی؟

387
00:27:32.984 --> 00:27:34.402
‫به طرز عجیبی آشنا به نظر میای.

388
00:27:35.403 --> 00:27:38.740
‫والا، فکر نمی‌کنم قبلاً همدیگه رو دیده باشیم.

389
00:27:40.450 --> 00:27:41.993
‫می‌تونم شروع کنم؟

390
00:27:43.370 --> 00:27:44.412
‫صبر کن.

391
00:27:46.665 --> 00:27:48.375
‫باید قوانین رو عوض کنیم.

392
00:27:53.088 --> 00:27:54.381
‫تو شرط رو سنگین کردی.

393
00:27:55.215 --> 00:27:56.299
‫بله؟

394
00:27:56.383 --> 00:27:59.302
‫اگه از برادرت همچین قول سنگینی گرفتی،

395
00:28:00.512 --> 00:28:01.930
‫خودتم باید سرِ یه چیزی ریسک کنی.

396
00:28:06.226 --> 00:28:08.645
‫نظرت چیه جای سیب،
‫خودت اونجا وایسی؟

397
00:28:12.649 --> 00:28:14.025
‫- «جِه‌-ای».
‫- چیه؟

398
00:28:15.443 --> 00:28:16.486
‫نمی‌خوای انجامش بدی؟

399
00:28:18.196 --> 00:28:19.406
‫موضوع چیه؟

400
00:28:20.281 --> 00:28:21.366
‫ناراحت شدی؟

401
00:28:21.783 --> 00:28:22.826
‫هنوز نه.

402
00:28:22.826 --> 00:28:23.868
‫برو اونجا وایسا.

403
00:28:40.969 --> 00:28:42.178
‫می‌تونی انجامش بدی، مگه نه؟

404
00:28:54.232 --> 00:28:55.358
‫«اون-جو».

405
00:28:56.401 --> 00:28:57.527
‫خواهش می‌کنم.

406
00:29:02.323 --> 00:29:03.366
‫خواهش می‌کنم...

407
00:29:04.576 --> 00:29:05.827
‫خواهش می‌کنم...

408
00:29:21.301 --> 00:29:24.846
‫من فقط می‌خواستم
‫تا زمان آزمون روی درس‌هاش تمرکز کنه.

409
00:29:26.306 --> 00:29:29.267
‫اگه این کار به خاطر
‫قولیه که ازش خواستم بهم بده،

410
00:29:29.309 --> 00:29:30.894
‫لطفاً به جای اون، من رو تنبیه کن.

411
00:29:30.894 --> 00:29:32.145
‫دارم تو رو تنبیه می‌کنم.

412
00:29:33.813 --> 00:29:35.815
‫به نظر میاد
‫الان دارم «دِ-ایل» رو تنبیه می‌کنم؟

413
00:29:37.776 --> 00:29:39.944
‫هرچقدر «دِ-ایل» بیشتر از ترس بلرزه،

414
00:29:41.613 --> 00:29:43.615
‫دست‌های تو بیشتر می‌لرزه.

415
00:29:45.617 --> 00:29:47.786
‫دارم آدمِ درست رو تنبیه می‌کنم.

416
00:29:52.081 --> 00:29:53.124
‫چرا باید...

417
00:29:54.501 --> 00:29:55.835
‫انقدر زیاده‌روی کنی؟

418
00:29:57.587 --> 00:30:00.256
‫خیلی چندش‌آوره که ببینی
‫دخترِ پستِ یه همسر دوم

419
00:30:00.340 --> 00:30:01.841
‫داره ادای خواهرش رو درمیاره.

420
00:30:02.550 --> 00:30:04.052
‫تو بچه‌ی یه صیغه‌ای هستی

421
00:30:04.135 --> 00:30:05.887
‫این خلافِ قاعده و نظمه.

422
00:30:09.682 --> 00:30:11.768
‫من سعی نکردم ادای خواهرش رو دربیارم.

423
00:30:12.852 --> 00:30:16.105
‫من صرفاً به ندای قلبم گوش دادم.

424
00:30:17.440 --> 00:30:20.401
‫اگه خودِ قلبِ من
‫خلافِ قاعده و نظمه،

425
00:30:22.612 --> 00:30:23.905
‫عذر می‌خوام.

426
00:30:49.222 --> 00:30:50.348
‫معلومه دیگه.

427
00:30:50.431 --> 00:30:54.310
‫یه زن که نمی‌تونه تیر بندازه.
‫همه‌ش بلوف بود.

428
00:30:57.522 --> 00:30:58.648
‫چی؟

429
00:31:01.109 --> 00:31:05.238
‫من تنبیهم رو دریافت کردم،
‫پس لطفاً به قولت عمل کن.

430
00:31:18.042 --> 00:31:19.294
‫ای وای، این بده.

431
00:31:19.919 --> 00:31:22.046
‫سرِ کمربندِ مورد علاقه‌م شرط بستم.

432
00:31:22.130 --> 00:31:23.423
‫می‌تونی دوباره ببندیش.

433
00:31:30.138 --> 00:31:32.515
‫گنجشک رو تو هوا زدی؟

434
00:31:33.433 --> 00:31:37.020
‫باریکلا! به هدفی زدی
‫که هم کوچیک‌تر بود و هم دورتر.

435
00:31:37.145 --> 00:31:38.605
‫یه بردِ بی‌چون‌وچراست.

436
00:31:44.319 --> 00:31:45.528
‫عجب چیزی.

437
00:31:45.612 --> 00:31:47.655
‫درست خورد وسطِ قلبش.

438
00:31:50.325 --> 00:31:53.161
‫زن‌داداشِ آینده‌ت
‫عجب استعدادی داره.

439
00:31:55.038 --> 00:31:56.164
‫زن‌داداش؟

440
00:31:56.247 --> 00:31:57.707
‫مگه نمی‌دونستی؟

441
00:31:57.790 --> 00:32:00.084
‫اون قراره صیغه‌ی برادرت بشه.

442
00:32:02.754 --> 00:32:04.547
‫پسر دومِ ارباب «ایم سا-هیانگ»؟

443
00:32:04.631 --> 00:32:06.007
‫چرا الان داری این رو می‌گی؟

444
00:32:06.090 --> 00:32:08.176
‫بهت که گفتم، اون‌ها مثل خانواده‌ی منن.

445
00:32:08.259 --> 00:32:10.845
‫اگه بخوایم دقیق باشیم، اون می‌شه زن‌داداش‌مون.

446
00:32:12.555 --> 00:32:15.475
‫اگه بخوایم خیلی دقیق باشیم،
‫می‌شه زن‌نوه‌ی ناتنیِ من.

447
00:32:16.059 --> 00:32:17.185
‫داره شیر تو شیر می‌شه.

448
00:32:17.852 --> 00:32:20.355
‫چرا اون همه آدم اونجا جمع شدن؟

449
00:32:25.735 --> 00:32:26.736
‫شما بدون من برید.

450
00:32:26.819 --> 00:32:30.281
‫من باید تا ساعت 2
‫برم به همسرِ بازرس ارشد رسیدگی کنم.

451
00:32:44.879 --> 00:32:47.090
‫هیچی گیرمون نیومد،
‫به جز ماسکِ «بک‌جونگ».

452
00:32:47.215 --> 00:32:49.342
‫تا وقتی سر و صدای تحقیقات نخوابه،

453
00:32:49.425 --> 00:32:52.095
‫مجبورم جلوی فضولیِ خودم رو بگیرم.

454
00:33:02.730 --> 00:33:05.233
‫راست می‌گی، اون رو فراموش کرده بودم.

455
00:33:39.392 --> 00:33:40.476
‫عالیجناب، همین الان...

456
00:33:40.560 --> 00:33:41.769
‫طبیبِ زن اینجاست؟

457
00:33:45.273 --> 00:33:46.315
‫علیاحضرت.

458
00:33:48.985 --> 00:33:51.612
‫مادر. چی باعث شده تشریف بیارید اینجا؟

459
00:33:53.906 --> 00:33:56.951
‫افسر «کانگ یون-بوک» شما هستید؟

460
00:33:57.035 --> 00:33:58.619
‫بله، علیاحضرت.

461
00:33:58.703 --> 00:34:01.164
‫اگه یه بار دیگه پام رو بذارم اینجا،

462
00:34:01.831 --> 00:34:04.834
‫همراه با حکمِ دستگیریِ تو خواهد بود.

463
00:34:09.047 --> 00:34:10.506
‫می‌تونید برید.

464
00:34:20.475 --> 00:34:23.019
‫چرا دخترِ بازرس ارشد رو رد کردی؟

465
00:34:24.479 --> 00:34:25.980
‫بدمنظر بود.

466
00:34:30.818 --> 00:34:32.737
‫جای تو توی شهربانی نیست.

467
00:34:32.820 --> 00:34:34.238
‫افسربازی

468
00:34:34.322 --> 00:34:36.657
‫سرگرمی کوچیکِ منه
‫که حتی اعلیحضرت هم اجازه‌ش رو داده.

469
00:34:36.741 --> 00:34:38.910
‫کِی قراره دست از زندگی مثل اراذل برداری؟

470
00:34:38.951 --> 00:34:39.994
‫اراذل.

471
00:34:39.994 --> 00:34:41.579
‫ولگرد. یه موجودِ بی‌شرم.

472
00:34:42.455 --> 00:34:44.332
‫هر کسی رو نمی‌شه به این نام‌ها صدا کرد.

473
00:34:44.415 --> 00:34:46.542
‫فقط من، یه شاهزاده‌ی بزرگ...

474
00:34:51.839 --> 00:34:53.049
‫چقدر دیگه...

475
00:34:54.133 --> 00:34:56.344
‫چقدر دیگه باید ناامیدی تحمل کنم؟

476
00:34:57.762 --> 00:34:59.555
‫دیگه ناامیدی‌ای در کار نخواهد بود

477
00:35:00.807 --> 00:35:01.974
‫تا وقتی که شما...

478
00:35:02.850 --> 00:35:04.435
‫هیچ انتظاری از من نداشته باشید.

479
00:35:06.187 --> 00:35:07.271
‫تو...

480
00:35:09.232 --> 00:35:10.358
‫تو واقعاً...

481
00:35:34.423 --> 00:35:35.967
‫علیاحضرت خیلی ناراحت به نظر می‌رسید.

482
00:35:36.050 --> 00:35:38.094
‫نمی‌خواید کاری بکنید؟

483
00:35:39.554 --> 00:35:40.847
‫هیچی.

484
00:35:40.930 --> 00:35:43.599
‫هوش و ذکاوتت رو
‫از دنیا پنهان کن.

485
00:35:44.433 --> 00:35:47.395
‫خودت رو از جلوی چشم من دور نگه دار،
‫و هیچ کاری نکن.

486
00:35:48.146 --> 00:35:49.772
‫من هیچ کاری نمی‌کنم.

487
00:35:51.440 --> 00:35:54.527
‫عالیجناب نسبت به علیاحضرت
‫بیش از حد سرد هستن.

488
00:35:56.612 --> 00:35:58.531
‫واسه خودش خوبه که من پسرِ بدی باشم.

489
00:35:59.490 --> 00:36:02.493
‫حرف‌هایی که علیاحضرت پیش‌تر زدن رو
‫زیاد به دل نگیر.

490
00:36:03.161 --> 00:36:05.413
‫علیاحضرت فقط داشتن خودشون رو خالی می‌کردن.

491
00:36:08.249 --> 00:36:09.834
‫متأسفم که مجبور شدی بشنوی.

492
00:36:10.626 --> 00:36:11.836
‫چیزی نیست، عالیجناب.

493
00:36:13.588 --> 00:36:15.173
‫این انتظار داره کسل‌کننده می‌شه.

494
00:36:15.256 --> 00:36:18.843
‫بذار خودم برم و طبیب «هونگ» رو ببینم.

495
00:36:19.969 --> 00:36:21.012
‫بانوی من.

496
00:36:21.721 --> 00:36:22.972
‫دارید نگاه‌ش می‌کنید؟

497
00:36:28.060 --> 00:36:30.146
‫چرا؟ واقعاً انقدر جالبه؟

498
00:36:31.397 --> 00:36:33.399
‫چرا باید کسی این رو بخونه؟

499
00:36:33.482 --> 00:36:35.443
‫می‌دونم قراره شوهرم بشه،

500
00:36:35.526 --> 00:36:37.904
‫ولی واقعاً نمی‌تونم بفهمم
‫جذابیتِ این چیه.

501
00:36:38.029 --> 00:36:40.823
‫عزیزم. خیلی خشنه.

502
00:36:42.074 --> 00:36:44.035
‫می‌شه صفحه رو ورق بزنید؟

503
00:36:46.454 --> 00:36:48.372
‫شنیدم «گیل-دونگ» یه «بک‌جونگ»ـه.

504
00:36:48.456 --> 00:36:49.665
‫«گیل-دونگ»؟

505
00:36:51.709 --> 00:36:52.835
‫می‌خوام برم بیرون.

506
00:36:52.919 --> 00:36:55.588
‫هی، برو کنار. راه رو باز کن.

507
00:37:02.428 --> 00:37:04.513
‫این مرد پر از جذابیته.

508
00:37:05.848 --> 00:37:08.267
‫یه جوری حرف می‌زنی انگار می‌تونی
‫صورتش رو پشتِ ماسک ببینی.

509
00:37:08.351 --> 00:37:10.228
‫آره، می‌تونم ببینمش.

510
00:37:10.895 --> 00:37:12.605
‫من قلبش رو می‌بینم، نه صورتش رو.

511
00:37:16.275 --> 00:37:17.401
[مرد تحت‌ تعقیب]

512
00:37:18.194 --> 00:37:20.071
‫این مرد کیه؟

513
00:37:20.905 --> 00:37:22.114
‫«نام: نامشخص.»

514
00:37:22.531 --> 00:37:24.700
‫«تکیه کلام: یه کودن.»

515
00:37:24.784 --> 00:37:27.662
‫«به آب سرد حساسه
‫و می‌گه مثلِ صاعقه می‌مونه.»

516
00:37:27.745 --> 00:37:29.497
‫«بی‌ادبه، مهم نیست طرفش کی باشه.»

517
00:37:29.580 --> 00:37:31.374
‫خوندن کافیه، بانوی من.
‫بیا بریم.

518
00:37:31.457 --> 00:37:33.542
‫- باید یه سر بریم «هه‌مین‌سو».
‫- باشه.

519
00:37:36.003 --> 00:37:37.088
‫خداحافظ.

520
00:37:42.551 --> 00:37:46.180
‫فکر کردم شاید گرسنه باشید،
‫واسه همین تو راه این‌ها رو خریدم.

521
00:37:46.264 --> 00:37:49.267
‫باید بیمارها رو صدا کنی.
‫به اندازه همه خریدم.

522
00:37:50.601 --> 00:37:53.980
‫می‌دونم از خریدن تنقلات
‫به عنوان بهونه واسه چرخیدن تو بازار استفاده کردی.

523
00:37:54.105 --> 00:37:55.982
‫باید رفتار درستی داشته باشی.

524
00:37:57.149 --> 00:37:58.818
‫اینطور نیس...

525
00:37:58.901 --> 00:38:00.152
‫جواب نده.

526
00:38:03.739 --> 00:38:05.700
‫باید قبل از غروب برگردی خونه.

527
00:38:06.826 --> 00:38:07.868
‫بله، پدر.

528
00:38:24.885 --> 00:38:26.429
‫یه کودن.

529
00:38:31.934 --> 00:38:33.853
‫چرا نگاهم می‌کنید، عالیجناب؟

530
00:38:37.148 --> 00:38:38.149
‫ببخشید.

531
00:38:38.232 --> 00:38:39.900
‫دیدی؟ داره با تو حرف می‌زنه.

532
00:38:40.693 --> 00:38:41.986
‫کمکی ازم برمیاد؟

533
00:38:42.778 --> 00:38:44.322
‫احیاناً،

534
00:38:44.405 --> 00:38:47.575
‫مردی که کنارتونه یه کودنه؟

535
00:38:48.326 --> 00:38:49.327
‫من می‌شنوم چی می‌گیا.

536
00:38:52.204 --> 00:38:53.456
‫اشتباه گرفتید.

537
00:38:53.539 --> 00:38:55.207
‫- ایشون...
‫- من یه دستیارم.

538
00:38:56.667 --> 00:38:57.710
‫عذر می‌خوام.

539
00:38:57.793 --> 00:39:00.171
‫شبیه یه کودنی بودید
‫که یه نفر دنبالشه،

540
00:39:00.254 --> 00:39:01.255
‫واسه همین پرسیدم.

541
00:39:02.173 --> 00:39:03.257
‫نگران نباشید.

542
00:39:03.341 --> 00:39:06.385
‫در کمال تعجب، اولین بار نیست
‫که بهم می‌گن کودن.

543
00:39:07.928 --> 00:39:09.930
‫خب پس، با اجازتون...

544
00:39:14.643 --> 00:39:15.728
‫مراقب باشید.

545
00:39:17.730 --> 00:39:19.106
‫راستی،

546
00:39:19.190 --> 00:39:21.275
‫طبیب «هونگ» اون موقع شب
‫اونجا چی کار می‌کرد؟

547
00:39:21.359 --> 00:39:23.402
‫زن‌ها معمولاً
‫اون وقتِ شب بیرون نمیرن.

548
00:39:23.486 --> 00:39:25.905
‫خب، می‌تونی خودت ازش بپرسی.

549
00:39:33.746 --> 00:39:34.830
‫ببینم، «جوم-بک».

550
00:39:37.541 --> 00:39:38.751
‫طبیب «هونگ» کجاست؟

551
00:39:38.834 --> 00:39:40.336
‫«اون-جو» امروز مرخصی داره.

552
00:39:41.128 --> 00:39:43.422
‫عزیزم. الان کجا می‌تونه باشه؟

553
00:39:43.506 --> 00:39:47.426
‫هروقت که مرخصی داره،
‫میره و به مریض‌ها سر می‌زنه.

554
00:39:47.510 --> 00:39:48.677
‫پس ما نمی‌دونیم.

555
00:39:49.678 --> 00:39:51.097
‫امروز هم نمی‌تونیم ببینیمش؟

556
00:39:51.180 --> 00:39:53.015
‫ملاقات با این طبیب واقعاً سخته.

557
00:39:53.766 --> 00:39:54.767
‫عالیجناب.

558
00:39:57.770 --> 00:40:00.272
‫این‌ها کسایی هستن
‫که با زن بیوه ملاقات داشتن.

559
00:40:00.356 --> 00:40:02.483
‫«خانم همسایه، خانمی از اون طرف خیابون،

560
00:40:02.566 --> 00:40:04.985
‫خانمی از خونه‌ی پشتی،
‫خانمی از دو تا خونه اون‌ورتر،

561
00:40:05.069 --> 00:40:07.363
‫شفاگر زن، طبیبِ زن.»

562
00:40:08.823 --> 00:40:10.408
‫ملاقات‌کننده‌ی مرد نداشت؟

563
00:40:10.491 --> 00:40:11.492
‫خیر، عالیجناب.

564
00:40:12.118 --> 00:40:13.244
‫از خونه‌ش بیرون نرفت؟

565
00:40:13.327 --> 00:40:15.162
‫نمی‌دونم این حساب می‌شه یا نه،

566
00:40:15.246 --> 00:40:18.249
‫ولی حدود دو ساعت پیش،
‫تمام دارایی‌هاش رو ازش گرفتن

567
00:40:18.332 --> 00:40:19.667
‫و کِشون‌کِشون بردنش پیش اربابش.

568
00:40:19.792 --> 00:40:21.877
‫اربابش کیه؟

569
00:40:21.961 --> 00:40:23.170
‫بازرس ارشد.

570
00:40:24.255 --> 00:40:25.464
‫صبر کن.

571
00:40:25.548 --> 00:40:28.717
‫«گیل-دونگ» دیروز
‫انبارِ بازرس ارشد رو زد.

572
00:40:31.011 --> 00:40:33.806
‫کسی دید که دود
‫از دودکش اون خونه بلند بشه؟

573
00:40:33.889 --> 00:40:35.224
‫بله، عالیجناب.

574
00:40:35.307 --> 00:40:38.436
‫بهم گفتن که
‫صبح برنج پخته بودن.

575
00:40:41.063 --> 00:40:42.398
‫موضوع چیه، عالیجناب؟

576
00:40:45.359 --> 00:40:48.904
‫برو و فوراً اون زن بیوه رو
‫بیار به شهربانی.

577
00:41:00.708 --> 00:41:03.169
‫بالأخره می‌تونم شونه‌هام رو تکون بدم.

578
00:41:05.504 --> 00:41:07.339
‫بی‌خوابیت این روزها چطوره؟

579
00:41:09.258 --> 00:41:11.469
‫فکر کنم فقط وقتی بمیرم
‫بتونم یه‌کم بخوابم.

580
00:41:13.053 --> 00:41:14.263
‫سرورم!

581
00:41:14.346 --> 00:41:16.724
‫بچه هیچ گناهی نداره!

582
00:41:19.018 --> 00:41:20.352
‫اتفاقی افتاده؟

583
00:41:21.312 --> 00:41:24.064
‫چه بچه‌ی شیرینی.

584
00:41:27.026 --> 00:41:28.652
‫بچه یه‌کم وزن گرفته.

585
00:41:28.736 --> 00:41:31.947
‫این یعنی مادرش شیر داشته
‫که به بچه بده.

586
00:41:33.908 --> 00:41:37.077
‫پولی نداشتی که به اربابت بدی،

587
00:41:37.161 --> 00:41:38.913
‫ولی غذا داشتی که بخوری؟

588
00:41:40.247 --> 00:41:42.333
‫این‌ها تو خونه‌ش پیدا شد.

589
00:41:55.638 --> 00:41:57.556
‫این برنج رو از کجا آوردی؟

590
00:41:58.224 --> 00:41:59.433
‫این...

591
00:42:00.559 --> 00:42:02.645
‫این چیزی‌ـه که من دیشب بهش دادم.

592
00:42:02.728 --> 00:42:05.105
‫حالا دیگه واسطه هم داری؟

593
00:42:06.315 --> 00:42:07.316
‫بخورش.

594
00:42:07.942 --> 00:42:08.984
‫بخورش.

595
00:42:09.527 --> 00:42:11.737
‫یالا. بخورش.

596
00:42:11.820 --> 00:42:13.072
‫بخورش.

597
00:42:19.620 --> 00:42:22.039
‫تمام دارایی‌هاش رو مصادره کنید
‫و دست خالی بفرستیدش بره.

598
00:42:22.122 --> 00:42:23.457
‫بله، سرورم.

599
00:42:26.085 --> 00:42:27.503
‫سرورم.

600
00:42:31.674 --> 00:42:32.758
‫عذر می‌خوام،

601
00:42:33.551 --> 00:42:34.677
‫ولی مادر و بچه

602
00:42:34.760 --> 00:42:38.430
‫نتونستن غذا بخورن
‫و از سوءتغذیه رنج می‌برن.

603
00:42:38.514 --> 00:42:41.976
‫لطفاً رحم کنید
‫و اجازه بدید حداقل برنج رو نگه داره.

604
00:42:42.977 --> 00:42:44.228
‫همسرم گفت که...

605
00:42:44.853 --> 00:42:46.730
‫تو طبیب باوقاری هستی،

606
00:42:47.481 --> 00:42:48.983
‫پس فکر می‌کردم آدم حسابی باشی.

607
00:42:51.944 --> 00:42:53.571
‫ولی جایگاه خودت رو نمی‌دونی.

608
00:42:56.115 --> 00:43:00.077
‫من طبیبم،
‫و این دو نفر بیمارِ من هستن.

609
00:43:00.160 --> 00:43:02.288
‫واسه همینه که این خواهش رو ازتون دارم.

610
00:43:02.371 --> 00:43:05.874
‫اون باید غذا بخوره
‫تا دارو اثر کنه.

611
00:43:10.421 --> 00:43:11.714
‫برخلاف انسان‌ها،

612
00:43:11.797 --> 00:43:14.883
‫حیوانات وقتی هدفشون تموم می‌شه می‌میرن.

613
00:43:15.593 --> 00:43:17.970
‫قانون دنیا همینه.

614
00:43:41.452 --> 00:43:45.039
‫فعلاً برو خونه.
‫آخر شب میام پیشت.

615
00:43:59.178 --> 00:44:01.430
‫می‌خواستم فعلاً ساکت بمونم، ولی...

616
00:44:10.147 --> 00:44:12.232
‫میره سمت انبارِ بازرس ارشد؟

617
00:44:25.037 --> 00:44:26.288
‫اون کیه؟

618
00:44:29.083 --> 00:44:30.250
‫نگران نباش.

619
00:44:30.918 --> 00:44:33.420
‫اینجا جایی نیست که بمیری.

620
00:44:38.008 --> 00:44:39.009
‫چی؟

621
00:44:40.344 --> 00:44:41.345
‫چی؟

622
00:44:41.428 --> 00:44:42.596
‫داری میای این‌ور؟

623
00:44:44.348 --> 00:44:45.683
‫غلام؟

624
00:44:47.267 --> 00:44:48.519
‫چرا همون‌جا نمی‌مونی؟

625
00:44:48.602 --> 00:44:50.604
‫ترجیح میدم یه‌کم فاصله بینمون باشه.

626
00:44:52.189 --> 00:44:54.233
‫نه، حتماً اشتباه می‌کنم.

627
00:44:54.316 --> 00:44:55.317
‫داری چی کار می‌کنی؟

628
00:44:55.984 --> 00:44:58.529
‫صدای خودشه. اشتباه نکردم.

629
00:44:59.113 --> 00:45:00.155
‫چی؟

630
00:45:00.989 --> 00:45:02.908
‫غلام اینجا چی کار می‌کنه؟

631
00:45:04.785 --> 00:45:07.121
‫می‌دونستم مردِ معمولی نیستی،

632
00:45:07.788 --> 00:45:10.207
‫ولی خیلی عجیب‌تر از اون چیزی هستی
‫که فکر می‌کردم.

633
00:45:10.290 --> 00:45:13.377
‫صبر کن، اینکه می‌دونه داشتم می‌رفتم
‫سمت انبار بازرس ارشد یعنی...

634
00:45:13.460 --> 00:45:14.545
‫«گیل-دونگ».

635
00:45:15.504 --> 00:45:17.005
‫من رو می‌شناسه.

636
00:45:17.089 --> 00:45:18.340
‫ولی چطوری؟

637
00:45:18.424 --> 00:45:21.510
‫اما قبل از اون، چطوری
انقدر عاقل به نظر می‌رسه؟

638
00:45:21.593 --> 00:45:24.304
‫از بصیرت من شگفت‌زده شدی،
‫که چطور از قبل اینجا منتظر بودم؟

639
00:45:26.724 --> 00:45:28.517
‫واسه چی داری سر تکون میدی؟

640
00:45:28.600 --> 00:45:29.977
‫چه خبره؟

641
00:45:30.060 --> 00:45:31.437
‫خودمم باورم نمی‌شه چه ریختی شدم.

642
00:45:31.520 --> 00:45:33.021
‫شاید باورت نشه، ولی حقیقت داره.

643
00:45:33.105 --> 00:45:34.356
‫شاید این رو باور نکنی، ولی...

644
00:45:35.149 --> 00:45:37.317
‫همه‌ش به خاطر اینه که باورش نکردم؟

645
00:45:38.485 --> 00:45:39.695
‫صبر کن، این یعنی...

646
00:45:41.071 --> 00:45:43.365
‫فکر می‌کردم لباس‌های ابریشمی
‫که پوشیده بود قرضیه.

647
00:45:43.449 --> 00:45:45.659
‫یعنی اون واقعاً برده نیست؟

648
00:45:45.743 --> 00:45:47.202
‫وقتی شغلت دزدی باشه،

649
00:45:47.286 --> 00:45:50.080
‫مجبوری با یکی دو تا دستیار آشنا بشی.

650
00:45:50.164 --> 00:45:51.623
‫نیازی نیست انقدر تعجب کنی.

651
00:45:52.916 --> 00:45:54.585
‫یه دستیار؟

652
00:45:54.668 --> 00:45:56.462
‫اون یه دستیارِ تازه منصوبه.

653
00:45:56.545 --> 00:45:57.921
‫یه مردِ سفیدرو و مرتبه.

654
00:45:58.005 --> 00:45:59.256
‫امکان نداره درست باشه.

655
00:46:00.048 --> 00:46:01.550
‫وقت واسه شوکه شدن نیست.

656
00:46:01.633 --> 00:46:03.385
‫- باید فرار کنم...
‫- وایسا.

657
00:46:03.469 --> 00:46:04.803
‫دنبالت نمی‌کنم.

658
00:46:05.888 --> 00:46:07.264
‫اگه قصد گرفتن تو رو داشتم،

659
00:46:07.806 --> 00:46:10.017
‫تعقیبت می‌کردم
‫تا بفهمم کی هستی.

660
00:46:28.786 --> 00:46:31.663
‫می‌دونید دزد کجاست
‫و با این حال تعقیبش نمی‌کنید؟

661
00:46:31.747 --> 00:46:33.457
‫اگه رئیس شهربانی بفهمه...

662
00:46:34.625 --> 00:46:37.294
‫برو و فوراً اون زن بیوه رو
‫بیار به شهربانی.

663
00:46:37.377 --> 00:46:38.545
‫بله، عالیجناب.

664
00:46:41.465 --> 00:46:44.551
‫اما ما هیچ مدرکی نداریم.

665
00:46:44.635 --> 00:46:47.721
‫فکر می‌کنی یه زن بیوه
‫که حتی پول نداشته به اربابش بده،

666
00:46:47.805 --> 00:46:48.806
‫از کجا برنج آورده؟

667
00:46:52.684 --> 00:46:54.102
‫ممکنه «گیل-دونگ»...

668
00:46:54.186 --> 00:46:57.147
‫شایعه‌ای که می‌گه «گیل-دونگ»
‫یه دزد درستکاره ممکنه درست باشه.

669
00:46:58.982 --> 00:47:00.400
‫و اگه درست باشه،

670
00:47:01.693 --> 00:47:03.195
‫چقدر می‌ارزه؟

671
00:47:05.113 --> 00:47:06.365
‫کجا می‌تونه باشه؟

672
00:47:21.463 --> 00:47:22.756
‫بله.

673
00:47:23.173 --> 00:47:24.341
‫من گرفتمش.

674
00:47:33.892 --> 00:47:35.060
‫خوردمش.

675
00:47:39.439 --> 00:47:40.899
‫چون گرسنه بودم.

676
00:47:42.109 --> 00:47:46.697
‫و شرط می‌بندم بقیه کسایی که مدیون «گیل-دونگ» هستن
‫همین کار رو کردن.

677
00:47:48.490 --> 00:47:51.368
‫این دزدی بود. به هیچ‌کس نگو.

678
00:47:55.247 --> 00:47:57.833
‫تقصیر منه
‫که این شایعه پخش شده.

679
00:47:57.916 --> 00:48:01.503
‫انقدر از دریافت چیزی
‫که لایقش نبودم خوشحال بودم

680
00:48:01.587 --> 00:48:04.965
‫که درخواست «گیل-دونگ» رو فراموش کردم
‫و دهنم رو باز کردم.

681
00:48:05.048 --> 00:48:06.967
‫ولی دیگه دردسری درست نمی‌کنم.

682
00:48:08.844 --> 00:48:11.179
‫من کسی‌ام که با برنج دزدی سیر شده.

683
00:48:12.139 --> 00:48:13.307
‫دستگیرم کنید.

684
00:48:32.451 --> 00:48:34.161
‫افسری که ازم بازجویی کرد

685
00:48:34.244 --> 00:48:36.371
‫همه‌ی این‌ها رو واسه‌م فرستاده؟

686
00:48:37.956 --> 00:48:40.167
‫می‌خواد که فقط قبولشون کنی.

687
00:48:45.088 --> 00:48:47.132
‫شاهزاده‌ی بزرگ بهم گفت،

688
00:48:47.799 --> 00:48:51.136
‫«چطور می‌تونم
‫زن بیوه و بچه‌ش رو به خاطر گرسنگی سرزنش کنم؟»

689
00:48:54.014 --> 00:48:56.725
‫و چطور می‌تونم «گیل-دونگ» رو سرزنش کنم

690
00:48:57.809 --> 00:48:59.478
‫به خاطر اینکه نادیده نگرفت...

691
00:49:00.395 --> 00:49:02.022
‫گرسنگیِ یه زن بیوه و بچه‌ش رو؟

692
00:49:07.402 --> 00:49:09.237
‫و من هنوز جوابی براش ندارم.

693
00:49:16.745 --> 00:49:19.331
‫چرا می‌گه دستگیرم نمی‌کنه؟

694
00:49:20.207 --> 00:49:22.584
‫اما من از دزدیِ تو حمایت نمی‌کنم.

695
00:49:24.294 --> 00:49:27.756
‫چوسان رو هم به خاطر نادیده گرفتن
‫مقامات فاسد سرزنش نمی‌کنم. با این حال...

696
00:49:28.674 --> 00:49:29.716
‫با این حال؟

697
00:49:30.759 --> 00:49:31.802
‫بهت اجازه میدم...

698
00:49:33.178 --> 00:49:35.472
‫به روش خودت هوای همسایه‌هات رو داشته باشی.

699
00:49:36.306 --> 00:49:38.558
‫می‌خواد به دزدی ادامه بدم؟

700
00:49:39.351 --> 00:49:40.394
‫راستی.

701
00:49:40.394 --> 00:49:42.354
‫زن بیوه یه پیامی واسه‌ت داشت.

702
00:49:43.271 --> 00:49:44.606
‫«گیل-دونگ» همیشه میومد

703
00:49:45.649 --> 00:49:47.693
‫هروقت که گرسنه و مریض بودم،

704
00:49:47.776 --> 00:49:50.320
‫با اینکه نمی‌دونم چطور همیشه می‌فهمید.

705
00:49:52.698 --> 00:49:54.157
‫باهوش‌ترین آدمی که می‌شناسم

706
00:49:54.908 --> 00:49:57.202
‫یک بار بهم این رو گفت.

707
00:50:03.959 --> 00:50:06.128
‫گرسنگی به تنهایی بدبختی بزرگیه،

708
00:50:06.920 --> 00:50:09.256
‫حالا تحملِ کتک‌های اربابم هم به کنار...

709
00:50:10.298 --> 00:50:14.136
‫از این زندگی حالم بهم می‌خوره.

710
00:50:16.263 --> 00:50:18.724
‫فقط پنج ساله که طبیب شدم،

711
00:50:18.807 --> 00:50:21.184
‫اما تو این مدت یه چیزی یاد گرفتم.

712
00:50:22.728 --> 00:50:25.856
‫وقتی یه آدم گرسنه و بیماره،

713
00:50:25.939 --> 00:50:28.817
‫این قلبه که بیشتر از همه عذاب می‌کشه.

714
00:50:31.069 --> 00:50:32.070
‫اینطوره؟

715
00:50:34.865 --> 00:50:36.700
‫و وقتی قلبت عمیقاً زخم خورده،

716
00:50:37.367 --> 00:50:38.493
‫اون موقع‌ست که...

717
00:50:39.161 --> 00:50:40.537
‫هیچ دارویی اثر نمی‌کنه.

718
00:50:43.915 --> 00:50:46.043
‫مهم نیست دارو چقدر عالی باشه،

719
00:50:46.126 --> 00:50:49.963
‫نمی‌تونه به قلبِ زخم‌خورده برسه.

720
00:50:50.839 --> 00:50:52.382
‫اون شخص بهم گفت...

721
00:50:52.966 --> 00:50:54.551
‫گاهی اوقات، این داروی گرون‌قیمت نیست،

722
00:50:54.634 --> 00:50:58.889
‫بلکه یه کاسه برنجه که با عشق آماده شده
‫و آدم رو شفا میده.

723
00:51:00.932 --> 00:51:02.684
‫و دقیقاً همین اتفاق واسه من افتاد.

724
00:51:03.226 --> 00:51:04.895
‫[این دزدی بود. به هیچ‌کس نگو.]

725
00:51:30.962 --> 00:51:35.467
‫برنجی که با وجود بغضِ گلوم قورت دادم...

726
00:51:43.850 --> 00:51:46.686
‫عمیقاً به قلبم رسید و لمسش کرد.

727
00:51:48.355 --> 00:51:50.023
‫پس هر بار که میومد،

728
00:51:51.149 --> 00:51:54.486
‫گرمایی که از خودش به جا می‌ذاشت
‫خیلی خوشحالم می‌کرد.

729
00:52:00.075 --> 00:52:02.077
‫گفت که از آشنایی باهات خوشحاله

730
00:52:03.286 --> 00:52:04.496
‫و ازت تشکر کرد.

731
00:52:06.414 --> 00:52:09.626
‫اینطوری فهمیدم امشب میری
‫سمتِ انبار بازرس ارشد.

732
00:52:10.669 --> 00:52:12.295
‫همه‌ش به لطفِ اون زن بیوه‌ست.

733
00:52:13.338 --> 00:52:15.257
‫فکر کردم امشب برمی‌گردی

734
00:52:15.340 --> 00:52:17.801
‫تا ببینی زن بیوه و بچه
‫توسط بازرس ارشد استثمار شدن،

735
00:52:17.884 --> 00:52:19.427
‫بر اساس چیزی که اون بهم گفت.

736
00:52:25.517 --> 00:52:27.811
‫و تو دقیقاً جایی هستی که پیش‌بینی می‌کردم.

737
00:52:29.187 --> 00:52:30.313
‫از این به بعد،

738
00:52:32.023 --> 00:52:33.525
‫توی چارچوب انتظاراتِ من بمون.

739
00:52:35.735 --> 00:52:37.028
‫فقط در حدِ...

740
00:52:38.488 --> 00:52:39.781
‫چیزی بمون که بتونم مدیریتش کنم.

741
00:52:41.825 --> 00:52:43.034
‫این یعنی چی؟

742
00:52:43.118 --> 00:52:44.494
‫واقعاً منظورش همینه؟

743
00:52:45.912 --> 00:52:47.747
‫ولی اگه از حد تحملِ من فراتر بری

744
00:52:47.831 --> 00:52:50.750
‫و پایه‌های چوسان رو تهدید کنی،
‫دستگیرت می‌کنم.

745
00:52:52.586 --> 00:52:53.962
‫این رو یادت باشه.

746
00:52:54.337 --> 00:52:55.964
‫فقط به خاطر اینکه تعقیبت نمی‌کنم

747
00:52:56.756 --> 00:52:58.592
‫معنیش این نیست که ولت کردم.

748
00:53:06.558 --> 00:53:08.351
‫اون «گیل-دونگ» نیست؟

749
00:53:10.228 --> 00:53:11.479
‫دقیقاً شبیه نقاشیه.

750
00:53:12.480 --> 00:53:14.441
‫«گیل-دونگ»ـه! «گیل-دونگ» اینجاست!

751
00:53:15.400 --> 00:53:16.443
‫نه.

752
00:53:18.403 --> 00:53:20.030
‫داشت وقت می‌خرید.

753
00:53:20.113 --> 00:53:21.114
‫صبر کن.

754
00:53:22.866 --> 00:53:23.909
‫وایسا!

755
00:53:26.244 --> 00:53:27.329
‫اونجاست!

756
00:53:39.007 --> 00:53:40.926
‫مگه حکم دستگیری لغو نشده بود؟

757
00:53:41.009 --> 00:53:42.093
‫انقدر فوری لغو شد

758
00:53:42.177 --> 00:53:45.055
‫که انگار خبرش به افسرهایی که
‫الان تو گشتن نرسیده.

759
00:53:46.223 --> 00:53:48.433
‫به جای نوکِ پیکان، یه تیکه پنبه‌ست.

760
00:53:48.516 --> 00:53:50.268
‫نمایش کافیه، پاشو.

761
00:53:52.062 --> 00:53:54.814
‫این تعقیبِ غیرضروری
‫می‌تونه عالیجناب رو به خطر بندازه.

762
00:53:55.315 --> 00:53:56.566
‫اول از عالیجناب محافظت کنید.

763
00:54:00.528 --> 00:54:01.529
‫همون‌جا وایسا!

764
00:54:08.078 --> 00:54:09.162
‫حمله رو متوقف کنید!

765
00:54:23.551 --> 00:54:25.303
‫این دیگه چه سرنوشتِ پیچیده‌ایه؟

766
00:54:26.221 --> 00:54:27.222
‫از این به بعد،

767
00:54:27.764 --> 00:54:29.224
‫توی چارچوب انتظاراتِ من بمون.

768
00:54:30.058 --> 00:54:31.309
‫فقط در حدِ...

769
00:54:32.185 --> 00:54:33.436
‫چیزی بمون که بتونم مدیریتش کنم.

770
00:54:36.356 --> 00:54:38.316
‫نزدیک بود باورم بشه.

771
00:54:47.742 --> 00:54:49.369
‫امیدوارم سالم فرار کرده باشه.

772
00:55:07.137 --> 00:55:10.432
‫[هـه‌مـیـن‌سـو]

773
00:55:48.678 --> 00:55:50.138
‫چرا اومده اینجا؟

774
00:55:51.389 --> 00:55:53.058
‫دنبالِ «گیل-دونگ»ـه؟

775
00:55:59.898 --> 00:56:02.692
‫دیدم چراغ روشنه، واسه همین اومدم تو.

776
00:56:04.402 --> 00:56:06.112
‫وای نه. چی کار کنم؟

777
00:56:09.574 --> 00:56:12.202
‫«هه‌مین‌سو» الان تعطیله. لطفاً برید.

778
00:56:14.954 --> 00:56:16.039
‫تویی؟

779
00:56:22.379 --> 00:56:23.380
‫تویی، مگه نه؟

780
00:56:24.547 --> 00:56:26.049
‫باید الان فرار کنم؟

781
00:56:35.767 --> 00:56:36.810
‫خودتی.

782
00:56:44.234 --> 00:56:45.276
‫کفش‌های ابریشمی.

783
00:56:46.653 --> 00:56:47.779
‫کفش‌های ابریشمی؟

784
00:56:49.155 --> 00:56:50.156
‫بارونِ گل.

785
00:56:51.449 --> 00:56:52.492
‫بارونِ گل؟

786
00:57:13.805 --> 00:57:14.848
‫پس اینجا بودی.

787
00:57:17.809 --> 00:57:19.394
‫بانوی گل.

788
00:58:22.415 --> 00:58:27.337
[برای دزد عزیزم]

789
00:58:27.337 --> 00:58:29.130
‫چه بلایی سر بازوتون اومده؟
‫آسیب دیدید؟

790
00:58:29.214 --> 00:58:30.840
‫گفته بودید فقط نگاه می‌کنید.

791
00:58:30.882 --> 00:58:32.884
‫فقط نگاه کردن فایده نداره.

792
00:58:32.967 --> 00:58:34.886
‫شما باید به شاهزاده‌ی بزرگ نزدیک باشید.

793
00:58:34.969 --> 00:58:36.679
‫ما خیلی صمیمی هستیم.

794
00:58:36.763 --> 00:58:38.097
‫شنیدم آدمِ زبون‌‌بازیه.

795
00:58:38.181 --> 00:58:39.849
‫بهت گفتم ناشناس کمک کن.

796
00:58:39.933 --> 00:58:41.851
‫شایعات ناخوشایندی
‫در مورد عالیجناب هست.

797
00:58:41.893 --> 00:58:42.977
‫این باید معلوم بشه.

798
00:58:43.019 --> 00:58:43.978
‫اون‌ها شایعاتِ منن.

799
00:58:43.978 --> 00:58:45.605
‫یکی رو بذار شاهزاده‌ی بزرگ رو بپاد.

800
00:58:45.688 --> 00:58:48.399
‫بفهم کی رو می‌بینه و کجا میره.

801
00:58:48.483 --> 00:58:50.193
‫حتی متوجه نشدی زخمی شدی.

802
00:58:50.235 --> 00:58:51.277
‫همیشه انقدر کودنی؟

803
00:58:51.277 --> 00:58:54.405
‫می‌دونه که داری
‫با یه مرد 70 ساله ازدواج می‌کنی؟

804
00:58:54.489 --> 00:58:57.367
‫اگه بفهمه خیلی جالب می‌شه.

805
00:58:57.450 --> 00:58:59.327
‫الان داری چی کار می‌کنی؟

806
00:58:59.410 --> 00:59:00.703
‫دارم دلبری می‌کنم.

807
00:59:00.787 --> 00:59:02.497
‫مردی هست که خاطرخواهش باشی؟
